المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
91
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
آن حضرت را شناخت و گفت : آيا تو همان بچهاى نيستى كه ما تو را تربيت و بزرگ كرديم و چند سال از عمر خود را در بين ما بسر بردى ؟ ! گفتگوى آنها ( به طول انجاميد ) تا آنجا كه خدا در قرآن ميفرمايد : فرعون گفت : معجزه و دليل نبوّت خود را بيار اگر از راستگويانى ؟ . آنگاه حضرت موسى عليه السّلام عصاى خود را رها كرد كه ناگاه اژدهاى آشكارى شد و دست خود را بيرون آورد كه ناگاه درخشندگى براى ناظرين بوجود آمد و در آن مجلس كسى نماند مگر اينكه فرار كرد و آن مار كه ( عصا باشد ) بسوى قبّه و تخت فرعون حمله كرد كه او را ببلعد ، فرعون فرياد زد : يا موسى تو را به خدا قسم مىدهم كه اين بلا را از من دفع كن ؟ ! موسى عليه السّلام عصا را گرفت و فرعون به حال طبيعى خود برگشت و در نظر گرفت كه موسى را تصديق كند و به او ايمان بياورد ، ولى هامان ( كه وزير فرعون بود ) بلند شد و فرعون را منصرف كرد و گفت : در اين موقع كه تو خداى معبود شدى ميخواهى تابع بندهاى گردى ! جز اين نيست كه اين امر ( دو امر است ) يكى امر آسمان و ديگرى امر زمين ، اما راجع به امر آسمان : من پايهاى براى تو بنا ميكنم ( كه بر فراز آن شوى ) و با خداى آسمان مقاومت نمائى و اما راجع به امر زمين : ساحرها با موسى عليه السّلام مقاومت ميكنند . هامان ( به اين بيان ) فرعون را از تصديق موسى و ايمان به او منصرف كرد . آنگاه فرعون به حضرت موسى عليه السّلام گفت : آنكه پيغمبرى تو را شهادت دهد و تصديق نمايد كيست ؟ ! فرمود : اين كسى كه بالاى سر تو ايستاده ، منظور آن حضرت برادرش هارون بود فرعون بهارون توجهى